علی و فاطمه زهرا
دیشب علی با فاطمه زهرا فوتبال بازی می کردند . علی تمام حواسش به بازی هست و فاطمه زهرا هم گزارش میکنه ( خیلی بامزه توپو میزنه .....گوووووووووووووووولللللللللل...) ...
عكس هاي جامانده
دامادی جواد و سید حسین
دیشب دامادی پسرعموم جواد و پسرخاله سید حسین بود .تصمیم گرفتیم شروعجلسه جواد و آخر جلسه سید حسین باشیم .مامان فاطمه زهرا نوه خاله ام(همسایه طبقه بالای ما) لباس عروس براش گرفته بود و علی می گفت برا منم کت شلوار سیاه بگیرین تا بشیم عروس و داماد . من می خواستم یک کت شلوار سفید براش بدوزم اما نه الان . یه مدتی بگذره که بزرگتر بشه . اما مامانم وقتی علاقه زیاد علی به کت شلوار را دید ، براش خرید و گفت هر موقع خواستی تو براش سفید بدوز. دامادی جواد تالار مهتاب دامادی سید حسین تالار پسران کریم ...
دوبرادر
دوستای عزیزم که از رابطه علی و محمد سبحان پرسیده بودن ، علی جانم از روی علاقه زیادش به داداشش ، محکم نازش میکنه ( که بیشتر شبیه کوبیدن محمدسبحانه) و بیشتر دوست داره پاهاشو ناز کنه ، طوری ناز میکنه که پاش قرمز میشه. ...
اولین روز کاری
امروز اولین روز کاری منه . خیلی خوشحالم اومدم سرکار ، کنار همکارام . دلم برای همگی تنگ شده بود حتی میز کارم . عاشق محل کارم هستم ، به خصوص حالا که بی نهایت لطف همکارای عزیزم را نسبت به خودم می بینم . خیلی خوشحالم خیلی ............... از این که خدا همیشه کارم را درست میکنه ( خدایا هزاران بار تو را شکر ) از امروز محمد سبحان با من میاد سرکارم ، پسرم با خاله فاطمه مهمانسرای شرکت هستن و هر چند ساعتی میرم بهش شیر میدم . از خواهر گلم هم ممنونم و کلی شرمنده خواهرم هستم ( همشیره کی می خواهم زحمات تو را جبران کنم ،نمی دانم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟. خدا بهت جزای خیر بدهد) دیشب با علی صحبت میکردم که مدتی صبحا با هم بودیم و مهد نمی بردمت از فردا پسرم هر...









